بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال، واشنگتن را در آشوب فرو برد، زیرا قانونگذاران در حال بررسی «قانون شفافیت» هستند...
وقتی برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوینبیس، توییت آخر شب خود را منتشر کرد و اعلام کرد که شرکتش دیگر نمیتواند از نسخه سنا از قانون شفافیت (CLARITY) حمایت کند، او فقط به انتقاد از سیاستها نپرداخت. او اساساً ترمز اضطراری را در چیزی که قرار بود نقطه عطفی برای تنظیم مقررات ارزهای دیجیتال در آمریکا باشد، کشید. ظرف چند ساعت، کمیته بانکداری سنا جلسه تعیین تکلیف برنامهریزیشده خود را لغو کرد. تا صبح چهارشنبه، لایحهای که به عنوان آینده سیاست ارزهای دیجیتال ایالات متحده اعلام شده بود، در هالهای از ابهام قرار داشت.
در ظاهر، این مثل یک طوفان در قوری به نظر میرسد - مدیران ارزهای دیجیتال بر سر زبان قانونگذاری با هم مشاجره میکنند. اما آنچه در واقع اتفاق میافتد بسیار مهمتر است: بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال که به صورت عمومی در آمریکا معامله میشود، اساساً میگوید تلاش دولت برای ایجاد شفافیت در مورد داراییهای دیجیتال ممکن است در واقع ... بیش هرج و مرجی بیش از آنچه اکنون داریم. و سوال رمزنگاری این میشود: آیا آرمسترانگ درست میگوید، یا او به خاطر سود از دست رفته عصبانی است؟
اصلاً قانون شفافیت چیست؟
بیایید برگردیم. قانون شفافیت بازار داراییهای دیجیتال - CLARITY، برای کسانی که کارت امتیازی دارند - در یک سال و نیم گذشته، نهنگ سفیدِ تنظیم مقررات ارزهای دیجیتال بوده است. مجلس نمایندگان آن را در ژوئیه ۲۰۲۵ با حمایت شگفتآور و گسترده دو حزبی تصویب کرد: ۲۹۴ رأی موافق در برابر ۱۳۴ رأی مخالف. این یک اتفاق غیرمنتظره نیست. این قانون با شتاب و حمایت کاخ سفید به سنا رسید. هدف ساده بود: توقف هرج و مرج نظارتی که از زمان پیدایش ارزهای دیجیتال، این صنعت را گرفتار کرده است.
برای روشن شدن موضوع، صنعت ارزهای دیجیتال چند سال گذشته را در شرایطی گذرانده است که کارشناسان حقوقی آن را «تنظیم مقررات از طریق اجرا» مینامند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) تحت ریاست گری گنسلر، اساساً اکثر توکنهای ارز دیجیتال را اوراق بهادار اعلام کرد و بر این اساس، شرکتها را تحت پیگرد قانونی قرار داد. کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) استدلال کرد که صلاحیت قضایی بر سایر موارد را دارد. بانکها قوانین متفاوتی داشتند. ایالتها قوانین متفاوتی داشتند. اوضاع آشفته بود.
ایده اصلی قانون CLARITY به طرز زیبایی ساده است: ارزهای دیجیتال را به سه دسته تقسیم کنید، سپس از آژانس دولتی مربوطه بخواهید که هر دسته را تنظیم کند. چارچوب آن به شرح زیر است:
بخش اول: کالاهای دیجیتال
(بیت کوین، اتریوم پس از ادغام، اکثر توکنها کاربرد واقعی دارند)
- تحت نظارت CFTC
- آنها را مانند معاملات آتی یا کالاها در بازارهای سنتی در نظر بگیرید.
- صرافیهای ارز دیجیتال درست مانند صرافیهای کالا، در کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) ثبت نام خواهند کرد.
بخش دوم: داراییهای قرارداد سرمایهگذاری
(توکنهایی که در واقع فقط قراردادهای سرمایهگذاری هستند، معمولاً پروژههای مراحل اولیه)
- توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) تنظیم میشود
- باید الزامات قانون اوراق بهادار را رعایت کند
- زمانی که یک بلاکچین به اندازه کافی «بالغ» شود (به این معنی که واقعاً غیرمتمرکز شود)، توکن فارغالتحصیل شده و به باکت ۱ منتقل میشود.
بخش سوم: استیبل کوینهای مجاز برای پرداخت
(USDC، USDT و رقبای آینده)
- تحت نظارت نهادهای نظارتی بانکی
- باید ذخایر یک به یک را حفظ کند
- حسابرسیهای عمومی ماهانه برای اثبات واقعی بودن پشتوانه
نسخه مجلس نمایندگان به طور گسترده توسط شرکتهای کریپتو مورد تحسین قرار گرفت زیرا بالاخره به این سوال پاسخ داد: ما تحت چه چارچوب نظارتی فعالیت میکنیم؟ دیگر خبری از حدس و گمان نیست. دیگر خبری از غافلگیریهای اجرایی نیست. فقط قوانین جادهای برقرار است.
وارد سنا شوید - و همه چیز پیچیده میشود
کمیته بانکداری سنا به لایحه مجلس نمایندگان رأی نداد. در عوض، کاری را انجام داد که سنا عاشق انجام آن است: لایحه مجلس نمایندگان را به عنوان نقطه شروع در نظر گرفت و یک اصلاحیه جایگزین کاملاً جدید نوشت که بخشهای اصلی را بازنویسی میکند. اینجاست که اوضاع پیچیده میشود.
در ۱۳ ژانویه، کمیته بانکداری سنا متن پیشنویس جدید خود را منتشر کرد. و اینجاست که تنش اساسی آشکار میشود: در حالی که لایحه مجلس توسط طرفداران ارزهای دیجیتال که سعی در اداره این صنعت داشتند نوشته شده بود، لایحه سنا توسط سناتورهایی نوشته شد که به فشارهای مالی سنتی پاسخ میدادند.
بانکها - بهویژه بانکهای محلی - نگاهی دقیق به لایحه مجلس انداختند و گفتند: این ما را نابود خواهد کرد. در واقع، آنها نکتهای دارند. اگر یک صرافی ارز دیجیتال بتواند ۵٪ سود روی استیبل کوینها به کاربران ارائه دهد در حالی که بانکهای محلی فقط میتوانند ۴٪ سود روی حسابهای پسانداز ارائه دهند، فکر میکنید سپردههای خرد به کجا میروند؟ لابی بانکی به سنا گفت: قبل از اینکه این موضوع به یک مشکل واقعی تبدیل شود، باید پاداشهای استیبل کوین را مسدود کنید.
بنابراین پیشنویس سنا محدودیتهایی را اضافه کرد. در آن آمده است: شما نمیتوانید فقط برای نگهداری یک استیبل کوین، سود یا بهره پرداخت کنید. دوره زمانی.
اما اینجاست که قضیه احمقانه میشود - و اینجاست که استدلال آرمسترانگ واقعاً قوت میگیرد. شما می توان اگر به یک فعالیت مرتبط باشد، پاداش ارائه دهید. به کاربران برای انجام نقل و انتقالات پول بدهید؟ اشکالی ندارد. برای شرکت در یک برنامه وفاداری؟ بله. برای ارائه نقدینگی؟ حتماً. اما فقط برای... نگه داشتن... سکه؟ نه.
این تمایز تا زمانی که به نحوهی عملکرد ارزهای دیجیتال فکر نکنید، منطقی به نظر میرسد. در ارزهای دیجیتال، اساساً یک برنامهی پاداش از بازده غیرقابل تشخیص میشود. اگر من یک استیبل کوین داشته باشم، روی «کسب درآمد» کلیک کنم و سالانه ۵٪ سود دریافت کنم، آیا مهم است که این پاداش از نظر تئوری به «مشارکت در پروتکل کیف پول» در مقابل «سود خالص» گره خورده باشد؟ نه واقعاً. تجربهی کاربری یکسان است. اما پیشنویس سنا اساساً قانونی ایجاد کرد که به تنظیمکنندگان اجازه میدهد پس از وقوع، به دلخواه بین این موارد تمایز قائل شوند.
این شفافیت نظارتی نیست - این ابهام نظارتی با صلاحدید بوروکراتیک در رأس آن است.
کیفرخواست چهار فقرهای آرمسترانگ
انصراف کوینبیس ساعاتی قبل از رأیگیری سنا در مورد اصلاحات و پیشبرد لایحه صورت گرفت. آرمسترانگ انتقاد مفصلی را منتشر کرد که چهار مشکل عمده را مشخص میکرد:
مشکل ۱: سهام توکنیزه شده عملاً ممنوع میشوند
پیشنویس سنا، قوانین مربوط به سهام توکنیزه شده و ابزارهای مالی را بازنویسی کرد. طبق نسخه سنا، اگر بخواهید نسخهای مبتنی بر بلاکچین از سهام تسلا منتشر کنید، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) استدلال خواهد کرد که این یک اوراق بهادار است. اگر این یک اوراق بهادار باشد، باید از قانون اوراق بهادار پیروی کنید. و اگر سعی کنید آن را در یک صرافی ارز دیجیتال معامله کنید، این لایحه آن را به شدت محدود میکند. نتیجه نهایی: سهام مبتنی بر بلاکچین احتمالاً قادر به معامله در زیرساختهای ارز دیجیتال نخواهند بود.
نکته آرمسترانگ این است: چرا باید سهام توکنیزه شده از زیرساختهای کریپتو منع شوند، اگر مطابق با قانون اوراق بهادار باشند؟ این یک محدودیت تکنولوژیکی است که در قالب یک اصل نظارتی پنهان شده است. و کل دسته از نوآوریهای مالی را که بسیاری از شرکتهای کریپتو به عنوان آینده میبینند، از بین میبرد.
منتقدان شکایت آرمسترانگ معتقدند که او اغراق میکند. گاب اوت، مدیرعامل دیناری (یک پلتفرم سهام توکنیزه شده)، گفت: «ما پیشنویس CLARITY را به عنوان یک «ممنوعیت بالفعل» تفسیر نمیکنیم. کاری که این پیشنویس انجام میدهد این است که مجدداً تأیید میکند که سهام توکنیزه شده همچنان اوراق بهادار هستند و باید در چارچوب قوانین موجود اوراق بهادار و استانداردهای حفاظت از سرمایهگذاران عمل کنند.» افراد منطقی، اختلاف نظر منطقی.
مشکل ۲: دیفای با یک چکش نظارتی جدید مواجه میشود
این مورد فنیتر اما احتمالاً خطرناکتر است. پیشنویس سنا یک ماده جدید (بخش ۳۰۳) اضافه کرد که به وزیر خزانهداری ایالات متحده قدرت گستردهای میدهد تا انتقال ارزهای دیجیتال را به هر حوزه قضایی یا موسسه مالی که «نگرانی پولشویی» تلقی میشود، ممنوع یا محدود کند.
روی کاغذ، این خوب به نظر میرسد - ما میخواهیم از پولشویی جلوگیری کنیم، درست است؟ اما مشکل این است که چگونه این با DeFi تعامل دارد. اگر شما یک پروتکل غیرمتمرکز را اجرا میکنید و وزیر خزانهداری تصمیم میگیرد که کشورهای خاصی در رابطه با داراییهای دیجیتال "از نگرانیهای اصلی پولشویی" هستند، خزانهداری اساساً میتواند هر کاربر آن پروتکل را مجبور به توقف استفاده از آن کند. یا میتواند از پروتکلها بخواهد که نظارت را برای ردیابی تراکنشها اعمال کنند.
نگرانی آرمسترانگ: این اساساً به خزانهداری قدرت میدهد تا پروتکلهای نرمافزاری را تحریم کند. این با تحریم شرکتها متفاوت است. نرمافزار غیرمتمرکز است. شما نمیتوانید با کد مذاکره کنید. نتیجه میتواند این باشد که توسعهدهندگان آمریکایی از کار بر روی پروتکلهای DeFi که دولت دوست ندارد، منع شوند، حتی اگر آن پروتکلها کاربردهای مشروعی داشته باشند.
باز هم، افراد منطقی مخالفند. شاید این ابزار ضد پولشویی ضروری برای قرن بیست و یکم باشد. یا شاید گسترش بیسابقه قدرت دولت بر نرمافزارهای متنباز باشد. بستگی به اولویتهای شما دارد.
مشکل ۳: کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) قدرت بیشتری نسبت به نسخه مجلس نمایندگان به دست میآورد
لایحه مجلس نمایندگان، حوزههای قضایی CFTC در مقابل SEC را به طور کاملاً واضح مشخص کرد. لایحه سنا همچنان مرز را به نفع SEC تغییر میداد.
آرمسترانگ نگران بود که این امر میتواند عدم قطعیت نظارتی گذشته نزدیک را دوباره زنده کند. اگر کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) بتواند صلاحیت خود را بر بازارهای کریپتو به صورت موردی گسترش دهد، ما به جای «وضوح» به «نظارت از طریق اجرا» باز خواهیم گشت.
این یک نگرانی مشروع است، اگرچه کمیته بانکداری سنا با بیان اینکه این لایحه در واقع مکانیسمهای هماهنگی روشنی بین SEC و CFTC فراهم میکند، آن را رد کرد. نکته قابل توجهی است - بستگی به این دارد که چگونه متن را تفسیر کنید.
مشکل ۴: پاداشهای استیبل کوین واقعاً از بین میروند
همانطور که در بالا توضیح داده شد، پیشنویس سنا میگوید شما نمیتوانید صرفاً برای نگهداری یک استیبل کوین، سود پرداخت کنید. میتوانید برای فعالیت، پاداش پرداخت کنید. اما مرز بین «فعالیت» و «نگهداری غیرفعال» مبهم است و احتمالاً قانونگذاران آن را با احتیاط ترسیم خواهند کرد.
به طور خاص برای کوینبیس، این موضوع بسیار مهم است زیرا این شرکت محصولات با بازدهی استیبلکوین ارائه میدهد. آنها حتی برای مجوز بانک ملی امانی درخواست دادهاند که به آنها اجازه میدهد این محصولات را تحت قوانین بانکی به جای قوانین کریپتو ارائه دهند. اگر قانون CLARITY تصویب شود، این خلأ قانونی بسته میشود.
استدلال آرمسترانگ: اگر بانکهای سنتی بتوانند به سپردهها سود ارائه دهند و شرکتهای کریپتو به استیبل کوینها سود ارائه دهند، این رقابت ناعادلانه نیست - این رفتار برابر است. خود وزارت خزانهداری تخمین زده است که پذیرش گسترده استیبل کوین میتواند ۶.۶ تریلیون دلار از بانکهای سنتی خارج کند و صنعت بانکداری آشکارا ترسیده است.
اما بانکداران در مقابل میگویند: استیبل کوینها سپردههای بانکی نیستند. آنها بیمه FDIC ندارند. آنها مشمول الزامات سرمایهای یکسان یا نظارت ضد پولشویی نیستند. بنابراین پاداش دادن به نگهداری استیبل کوین با بازده بالا، یک شرایط بازی نامتوازن ایجاد میکند - نتیجه اقتصادی (بازده) یکسان است اما با حمایت نظارتی بسیار متفاوت.
شکاف صنعت
نکتهی جذاب این لحظه این است: کوینبیس نماینده کل صنعت کریپتو نبود. در واقع، تقریباً بخش عمدهی آن را بیان میکرد.
ظرف ۲۴ ساعت پس از اعلام آرمسترانگ، صرافیهای رقیب و شرکتهای کریپتو به شدت واکنش نشان دادند.
آرجون ستی، مدیرعامل کراکن، گفت: «پاسخ مناسب به مسائل حل نشده، پرداختن به آنهاست، نه اینکه سالها پیشرفت دو حزبی را کنار بگذاریم و از نو شروع کنیم.»
کریس دیکسون از شرکت Andreessen Horowitz (a16z)، یکی از بانفوذترین چهرههای حوزه ارزهای دیجیتال در واشنگتن، گفت که اگرچه این لایحه دارای نقصهایی است، اما به تعویق انداختن مقررات ارزهای دیجیتال میتواند موقعیت آمریکا را در نوآوری مالی جهانی تضعیف کند.
برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، آن را «پیشرفت به سوی قوانین کارآمد بازار» نامید.
سیرکل، پارادایم، کوین سنتر (یک اندیشکده سیاستگذاری)، اتاق بازرگانی دیجیتال و حتی دیوید ساکس، مشاور سیاستهای رمزنگاری کاخ سفید، همگی علناً از صنعت خواستند که این لایحه را رها نکند.
زیرمتن واضح بود: کوینبیس کل صنعت را به خاطر منافع تجاری خود گروگان گرفته است.
و نکتهای در این مورد وجود دارد. کوینبیس تنها صرافی بزرگ کریپتوی سهامی عام در ایالات متحده است. همچنین پلتفرمی است که مدل کسبوکار خود را بهطور صریح حول بازده استیبلکوین ساخته است. سایر صرافیها و شرکتهای کریپتو کمتر به آن جریان درآمد خاص وابسته هستند. A16z صرافی ندارد. سیرکل (که USDC صادر میکند) ترکیب محصول متفاوتی نسبت به کوینبیس دارد.
بنابراین وقتی کوینبیس میگوید «این لایحه از بیلایحه بودن بدتر است»، بخشی از آنچه میگوید این است که «این لایحه برای... بدتر است» کوین بیس مدل کسب و کار." و این اشتباه نیست - اما تنها ملاحظه هم نیست.
فشار ضربالاجل
در اینجا چیزی است که این لحظه را واقعاً فوری میکند: کنگره فقط تعداد محدودی روزنه برای قانونگذاریهای مهم دارد و این یکی ممکن است در حال بسته شدن باشد.
صنعت ارزهای دیجیتال در طول سال گذشته نفوذ سیاسی بیسابقهای داشته است. بیتکوین جهش کرد و سرمایهگذاران خرد جدیدی را به خود جذب کرد. کوینبیس سهام خود را به صورت عمومی عرضه کرد. A16z صدها میلیون دلار را صرف کمپینها و حمایتهای سیاسی طرفدار ارزهای دیجیتال کرد. کاخ سفید اکنون واقعاً به سیاستهای ارزهای دیجیتال علاقهمند است. جمهوریخواهان و دموکراتها هر دو اهداکنندگان بزرگی در حوزه ارزهای دیجیتال دارند.
اما همه اینها با انتخاب یک دولت جدید تغییر میکند. حتی در دولت ترامپ (که عموماً طرفدار ارزهای دیجیتال است)، تغییرات رهبری رخ خواهد داد. روسای جدید SEC، روسای جدید CFTC، مقامات جدید خزانهداری. و آنها ممکن است به اندازه دولت ترامپ مشتاق مقررات مناسب ارزهای دیجیتال نباشند.
برای این صنعت، سوال این است: آیا ما این لایحه را - که ایرادات مشروعی دارد اما یک چارچوب نظارتی ایجاد میکند - میپذیریم یا منتظر لایحهای بینقص هستیم که ممکن است هرگز ارائه نشود؟
به همین دلیل است که دیگر چهرههای صنعت به شدت تلاش میکنند تا کوینبیس را به مذاکره به جای کنارهگیری متقاعد کنند. مدیران لجر به معنای واقعی کلمه به سنا گفتند: اگر اکنون لایحهای را تصویب نکنید، دولت بعدی ممکن است بسیار کمتر دلسوز باشد.
آنچه واقعاً باید اتفاق بیفتد
از اواخر ژانویه، کمیته بانکداری سنا هنوز در حال مذاکره است. تیم اسکات، رئیس کمیته، آن را «مکثی کوتاه» برای امکان مذاکره مجدد نامید. هدف این است که لایحه اصلاحشده در هفتههای آینده به نرخ بهره قبلی بازگردد.
برای اینکه کوینبیس دوباره فعال شود، چه تغییراتی باید ایجاد شود؟
واقعبینانه، زبان مربوط به پاداشهای استیبلکوین باید اصلاح شود. یا باید به صراحت پاداشهای مبتنی بر فعالیت را معاف کرد، یا یک حاشیه امن ایجاد کرد تا پلتفرمها بدانند چه زمانی با این قانون مطابقت دارند. زبان بخش 303 دیفای احتمالاً باید محدودتر شود تا به جای نرمافزارهای متنباز، بر مؤسسات مالی تمرکز کند. و سوالات مربوط به سهام توکنیزه شده و اختیارات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) نیاز به شفافسازی بیشتری دارند.
هیچکدام از اینها غیرممکن نیست. اما مستلزم مصالحه هر دو طرف است. بانکها خواهان محدودیتهای استیبلکوین هستند؛ شرکتهای کریپتو خواهان انعطافپذیری در پاداشها هستند. شرکتهای کریپتو خواهان حمایتهای شفاف از دیفای هستند؛ وزارت خزانهداری و سناتورهای متمرکز بر اجرای قانون، ابزارهایی برای مبارزه با امور مالی غیرقانونی میخواهند.
سهام
نکته جالب در مورد همه اینها این است که این درام واقعی است، اما میتواند نکته اصلی را مبهم کند: صنعت کریپتوی ایالات متحده به شدت به این لایحه نیاز دارد.
تحت سیستم فعلی، شرکتهای کریپتو در برزخ نظارتی فعالیت میکنند. آنها نمیدانند که آیا کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) توکن آنها را به عنوان اوراق بهادار اعلام خواهد کرد یا خیر. آنها نمیدانند که آیا فعالیت استیبل کوینهای پرداختی، قانون بانکداری را نقض میکند یا خیر. آنها نمیدانند که آیا شیوههای نگهداری آنها الزامات فدرال را برآورده میکند یا خیر. این عدم قطعیت پرهزینه است. فعالیتها را به خارج از کشور سوق میدهد. وقتی نمیتوانید تضمین کنید که شرکت شما سال آینده توسط دولت تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت، استخدام و حفظ استعدادها دشوارتر میشود.
قانون شفافیت (CLARITY)، حتی با اصلاحات سنا، بخش عمدهای از این مشکل را برطرف میکند. این قانون به شرکتهای کریپتو یک چارچوب نظارتی روشن میدهد. ممکن است این چارچوبی نباشد که شرکتهای کریپتو میخواستند، اما شفافیت در مورد یک قانون غیربهینه هنوز بهتر از نبود شفافیت است.
به همین دلیل است که a16z، ریپل، کراکن و چهرههای اصلی ارزهای دیجیتال میگویند: بیایید مشکلات خاص زبان را حل کنیم، اما کل قضیه را کنار نگذاریم.
کوینبیس اما استدلال متفاوتی دارد: مسائل خاص مربوط به زبان آنقدر اساسی هستند که لایحه را از وضع موجود بدتر میکنند.
آیا آرمسترانگ درست میگوید؟ شاید. ممنوعیت پاداش استیبل کوینها واقعاً ممکن است نوآوری مالی را از بین ببرد. قدرت خزانهداری بر امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) واقعاً ممکن است بیش از حد گسترده باشد. شاید لایحهای با شرایط بهتر ارائه شود.
یا شاید کوینبیس در حال اتخاذ یک تصمیم تجاری کوتاهمدت است که به عنوان یک اصل مطرح شده است. شاید در شش ماه آینده، با یک لایحه اصلاحشده که هنوز پاداشهای استیبلکوین را محدود میکند اما در مورد سایر مسائل اطمینان ایجاد میکند، کوینبیس دوباره وارد عمل شود. و این صنعت چارچوب نظارتی مورد نیاز خود را به دست خواهد آورد.
درام واقعی اینجاست: نه سیاست، بلکه سوال اساسی این است که آیا صنعت کریپتو به اندازه کافی بالغ شده است که مجموعهای از قوانین ناقص اما قابل اجرا را بپذیرد، یا اینکه آیا برای همیشه در برابر هرگونه مقرراتی که مدلهای تجاری خاصی را محدود میکند، مقاومت خواهد کرد. قانون شفافیت (CLARITY) این سوال را در لحظه آزمایش خواهد کرد.
و در حال حاضر، به نظر میرسد اکثر فعالان این صنعت فکر میکنند پاسخ این است: معامله را بپذیرید. هر چه میتوانید اصلاح کنید. به جلو حرکت کنید.
اینکه آیا کوینبیس تا اواخر ژانویه با این ارزیابی موافق خواهد بود یا خیر، چیزهای زیادی در مورد اولویتهای این شرکت به ما خواهد گفت.
چیزی که من مراقبش خواهم بود...
یک نکته که کوینبیس و مدیرعامل آن به روشنی بیان نکردند - چه مواردی قطعاً باید قبل از پشتیبانی مجدد از آن حل شوند و چه مواردی را میتوان اکنون با هدف تغییر آن در آینده تصویب کرد؟
آیا خروج کوینبیس بیشتر شبیه به این بود که کسی در طول مذاکرات قرارداد، وقتی فکر میکند معامله بد است، آن را ترک کند؟ در حالی که هدف پایان دادن به بحثها نیست، فقط پیش بردن امور به نفع خودشان است. یا اینکه سیاستمداران آنقدر لایحه را دستکاری و بازنویسی کردهاند که دیگر فایدهای ندارد؟
-------------
نویسنده: راس دیویس
بشقابicoاتاق خبر n Valley
GCP | اخبار Crypto