نمایش پست های دارای برچسب قانون شفافیت. نمایش همه پست ها
نمایش پست های دارای برچسب قانون شفافیت. نمایش همه پست ها

پیروزی بزرگ: کمیته سنا قانون شفافیت را در رأی‌گیری دو حزبی تصویب کرد

کمیته بانکداری سنای ایالات متحده روز چهارشنبه با رأی قاطع دو حزبی، قانون شفافیت بازار دارایی‌های دیجیتال را پیش برد و مانعی حیاتی را از سر راه مهم‌ترین اولویت قانونگذاری صنعت ارزهای دیجیتال برداشت. این لایحه ۳۰۹ صفحه‌ای که چارچوب‌های نظارتی فدرال جامعی را برای دارایی‌های دیجیتال ایجاد می‌کند، با حمایت ۱۵ به ۹ اعضای جمهوری‌خواه کمیته و دو سناتور دموکرات تصویب شد.

ائتلاف دو حزبی که شکل گرفت - به ویژه شامل سناتورهای دموکرات روبن گالگو از آریزونا و آنجلا آلسوبروکس از مریلند - نشان می‌دهد که مقررات ارزهای دیجیتال ممکن است آنطور که بسیاری انتظار داشتند، صرفاً یک مسئله حزبی نباشد. تصویب این کمیته، قانون شفافیت را به سمت رأی‌گیری کامل در صحن سنا سوق می‌دهد و به طور بالقوه این صنعت را به پیش‌بینی‌پذیری نظارتی که سال‌ها دنبال کرده است، نزدیک‌تر می‌کند.

آنچه لایحه در واقع انجام می دهد

قانون شفافیت به یکی از نقاط درد اساسی صنعت کریپتو می‌پردازد: ابهام نظارتی. در حال حاضر، دارایی‌های دیجیتال در چشم‌اندازی پراکنده فعالیت می‌کنند که در آن SEC، CFTC، FinCEN و تنظیم‌کنندگان مختلف ایالتی ادعای همپوشانی صلاحیت قضایی دارند. نتیجه، عدم قطعیت قانونی است که مشارکت نهادی را دلسرد می‌کند و انطباق را حتی برای پروژه‌های با نیت خیر پیچیده می‌کند.

این لایحه با هدف ایجاد تعاریف قطعی و روشن ارائه شده است. جداسازی ارزهای دیجیتال از اوراق بهادار، ایجاد حفاظ‌های نظارتی برای محصولات سهام‌گذاری و بازده، و ساده‌سازی نظارت فدرال. پیش‌نویس منتشر شده توسط کمیته، منعکس‌کننده ماه‌ها مذاکره بین ذینفعان صنعت، سازمان‌های اجرای قانون و قانون‌گذارانی است که به دنبال ایجاد تعادل بین نوآوری و حمایت از مصرف‌کننده هستند.

مسیر پیش رو باریک می‌شود

تصویب کمیته معنادار است، اما خط پایان نیست. این لایحه هنوز با رأی‌گیری در صحن سنا روبرو است و در نهایت باید با مجلس نمایندگان هماهنگ شود، جایی که نظارت بر ارزهای دیجیتال همچنان بحث‌برانگیزتر است. رهبری دموکرات‌ها نگرانی‌هایی را در مورد برخی از مفاد - به ویژه مواردی که به پاداش‌های سهام‌گذاری و توانایی اجرای قانون در نظارت بر فعالیت‌های غیرقانونی از طریق بلاکچین می‌پردازند - ابراز کرده است.

با این حال، رأی دو حزبی پیام قدرتمندی ارسال می‌کند: کمیته بانکداری سنا اذعان دارد که تنظیم مقررات جامع در حوزه ارزهای دیجیتال اجتناب‌ناپذیر است و حفاظ‌های متفکرانه نسبت به اقدامات اجرایی موردی یا تنظیم مقررات پراکنده در سطح ایالت ارجحیت دارند. چندین سرمایه‌گذار نهادی و صرافی‌های بزرگ ارزهای دیجیتال اعلام کرده‌اند که قانون شفافیت، به شکل فعلی آن، احتمال گسترش خدمات ارزهای دیجیتال را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

برای معامله‌گران و فعالان جدی بازار، این تحول بیش از آنچه که تیترهای تبلیغاتی نشان می‌دهند، اهمیت دارد. شفافیت نظارتی، ریسک را از بین نمی‌برد، اما یک متغیر عظیم را از بین می‌برد: احتمال اقدامات اجرایی ناگهانی که دارایی‌ها را به صورت عطف به ماسبق طبقه‌بندی می‌کنند یا هزینه‌های انطباق غیرمنتظره را بر موقعیت‌های موجود تحمیل می‌کنند. احتمال ورود موسسات به بازار زمانی که قوانین صریح هستند، حتی اگر محدودکننده باشند، بسیار بیشتر از زمانی است که قوانین مبهم هستند.

تصمیم کمیته نشان دهنده تغییر در نحوه نگاه واشنگتن به ارزهای دیجیتال است. این صنعت دیگر خواستار رفتار ویژه نیست - بلکه خواستار همان چارچوب نظارتی شفافی است که در مورد سهام، کالاها و مشتقات اعمال می‌شود. قانون شفافیت، با وجود تمام نقص‌هایش، گامی به سوی این نتیجه است.

---------------

نویسنده: رایان گاردنر
بشقابicon میز خبری دره

ما در آستانه اجرایی شدن دو قانون مهم کریپتو هستیم...

مقررات رمزنگاری

شفافیت، نبوغ و هنگ کنگ: دور بعدی قوانین ارزهای دیجیتال بالاخره از راه می‌رسد.

پس از سال‌ها زندگی با «مقررات‌گذاری بر اساس احساسات»، دنیای کریپتو به یک تقویم واقعی چشم دوخته است. در ایالات متحده، دو چارچوب اصلی برای سه‌ماهه دوم آماده می‌شوند: قانون شفافیت بازار دارایی‌های دیجیتال (CLARITY) و قانون GENIUS، لایحه‌ای متمرکز بر استیبل‌کوین که «رفتار خوب» برای توکن‌های با پشتوانه دلار را مشخص می‌کند. در همین حال، هنگ‌کنگ در شرف صدور اولین مجوزهای رسمی استیبل‌کوین خود است.

هیچ‌کدام از این‌ها فضا را یک شبه ساده نمی‌کند، اما به این معنی است که وکلا چیزهای بیشتری برای اشاره به پرونده‌های دادگاه و توییت‌های آژانس‌ها خواهند داشت. برای بازاری که عدم قطعیت قانونی را به عنوان یک ویژگی دائمی در نظر گرفته است، همین به تنهایی یک تغییر بزرگ است.

آنچه CLARITY سعی در رفع آن دارد

قانون شفافیت (CLARITY) مشکل اصلی را هدف قرار داده است: اوراق بهادار چیست، کالا چیست و چه کسی می‌تواند تعیین کند که کدام توکن در کدام دسته قرار می‌گیرد. این پیشنهاد، امکان قرار گرفتن پروژه‌های به اندازه کافی غیرمتمرکز به عنوان کالاهای دیجیتال تحت نظارت CFTC را آسان‌تر می‌کند، در حالی که قراردادهای سرمایه‌گذاری واقعی تحت نظارت SEC باقی می‌مانند.

همچنین با ارائه راهنمایی‌های واضح‌تر در مورد اینکه چه زمانی یک توکن واجد شرایط ETP های لحظه‌ای است و نحوه نظارت بر بازار بین مکان‌ها چگونه باید باشد، مسیر را برای محصولات جدید قابل معامله در بورس هموارتر می‌کند. امید است که دعواهای بی‌پایان موردی با چیزی نزدیک‌تر به یک چک لیست جایگزین شود.

جایی که نبوغ در آن جای می‌گیرد

قانون GENIUS بر استیبل کوین‌ها، به ویژه استیبل کوین‌های دارای پشتوانه فیات که می‌خواهند خود را به عنوان نقاط امنی برای موجودی‌های شبه نقدی به بازار عرضه کنند، تمرکز دارد. این قانون به جای اینکه به صادرکنندگان اجازه دهد در یک منطقه خاکستری شناور باشند، به الزامات ذخیره یک به یک، گواهی‌های منظم و نظارت شفاف توسط تنظیم‌کنندگان بانکی یا پرداخت‌ها متکی است.

برای صادرکنندگانی که می‌توانند این استانداردها را رعایت کنند، نتیجه نهایی، مشروعیت نظارتی و دسترسی به منابع بزرگتر سرمایه است که قبل از نگهداری میلیاردها دلار توکنیزه شده، به اطمینان خاطر نیاز دارند. برای بقیه، این یک تلنگر است که یا خود را ارتقا دهند یا در گوشه بدون نظارت بازار با مخاطبان کمتر باقی بمانند.

چرا بازارها به زمان‌بندی اهمیت می‌دهند؟

تحلیلگرانی که به سه‌ماهه دوم نگاه می‌کنند، مدام به یک نکته برمی‌گردند: قوانین روی کاغذ می‌توانند از ده‌ها تیتر اجرایی برای ایجاد تقاضای جدید، ارزشمندتر باشند. اگر CLARITY و GENIUS تقریباً به شکل فعلی خود اجرا شوند، به مدیران دارایی، صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌ها چیزی ملموس برای اتصال به چارچوب‌های ریسک داخلی می‌دهند.

این تضمین‌کننده‌ی وجود دیواری از پول نیست، اما ریسک نظارتی را که برخی از تخصیص‌دهندگان بزرگ را در حاشیه نگه داشته است، کاهش می‌دهد. به جای اینکه بگوییم «ما هیچ ایده‌ای نداریم که سه سال دیگر چگونه با این موضوع برخورد خواهد شد»، گفتگو به این شکل می‌شود که «ممکن است همه قوانین را دوست نداشته باشیم، اما حداقل دستورالعمل‌ها را می‌دانیم.»

در همین حال، هنگ کنگ به سمت استیبل کوین‌ها حرکت می‌کند

در حالی که صورتحساب‌های ایالات متحده به آرامی در حال پیشرفت هستند، هنگ کنگ در شرف صدور اولین مجوزهای استیبل کوین خود از ماه مارس است، تحت رژیمی که مشخص می‌کند چه کسی می‌تواند صادر کند، ذخایر چگونه باید نگهداری شوند و افشای اطلاعات چگونه باشد. هدف، قرار دادن این شهر به عنوان یک مرکز منطقه‌ای برای توکن‌های دارای پشتوانه فیات، به ویژه برای معاملات و پرداخت‌های متمرکز بر آسیا است.

این موضوع باعث ایجاد یک شکاف جالب می‌شود. قانون‌گذاران ایالات متحده و اروپا هنوز در اتاق‌های کمیته در حال بررسی جزئیات نهایی هستند، در حالی که هنگ کنگ می‌تواند به صادرکنندگان دارای مجوز و یک مدل نظارتی واضح اشاره کند. برای شرکت‌های جهانی، این یک نکته داده دیگر در صفحه گسترده «کسب و کار کریپتوی قانون‌گذاری شده خود را در کجا قرار دهیم؟» است.

مسیر سفر واضح‌تر می‌شود

روی هم رفته، این اقدامات نشان می‌دهد که مرحله غرب وحشی به آرامی جای خود را به چیزی شبیه به مجموعه‌ای از رژیم‌های ملی می‌دهد که حداقل با یکدیگر قافیه دارند. هنوز شکاف‌ها، تناقضات و نبردهای بر سر قلمرو وجود خواهد داشت، اما جهت حرکت به سمت طبقه‌بندی، صدور مجوز و لوله‌کشی تحت نظارت است، نه بداهه‌پردازی صرف.

برای سازندگان و سرمایه‌گذاران، این به معنای یک حقیقت ناخوشایند اما مفید است: روزهای تظاهر به اینکه ممکن است مقررات هرگز اعمال نشوند، به پایان رسیده است. سوال واقعی اکنون این است که چگونه محصولات و پرتفوی‌هایی را طراحی کنیم که در جهانی که بالاخره قوانین وجود دارند، کار کنند.

----------
- مایلز مونرو
اتاق خبر واشنگتن دی سی 
اخبار Crypto

آیا کوین‌بیس فقط ارزهای دیجیتال را نجات داد... یا در آن خرابکاری کرد؟

اخبار فوری کریپتو

بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال، واشنگتن را در آشوب فرو برد، زیرا قانون‌گذاران در حال بررسی «قانون شفافیت» هستند...

وقتی برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوین‌بیس، توییت آخر شب خود را منتشر کرد و اعلام کرد که شرکتش دیگر نمی‌تواند از نسخه سنا از قانون شفافیت (CLARITY) حمایت کند، او فقط به انتقاد از سیاست‌ها نپرداخت. او اساساً ترمز اضطراری را در چیزی که قرار بود نقطه عطفی برای تنظیم مقررات ارزهای دیجیتال در آمریکا باشد، کشید. ظرف چند ساعت، کمیته بانکداری سنا جلسه تعیین تکلیف برنامه‌ریزی‌شده خود را لغو کرد. تا صبح چهارشنبه، لایحه‌ای که به عنوان آینده سیاست ارزهای دیجیتال ایالات متحده اعلام شده بود، در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

در ظاهر، این مثل یک طوفان در قوری به نظر می‌رسد - مدیران ارزهای دیجیتال بر سر زبان قانون‌گذاری با هم مشاجره می‌کنند. اما آنچه در واقع اتفاق می‌افتد بسیار مهم‌تر است: بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال که به صورت عمومی در آمریکا معامله می‌شود، اساساً می‌گوید تلاش دولت برای ایجاد شفافیت در مورد دارایی‌های دیجیتال ممکن است در واقع ... بیش هرج و مرجی بیش از آنچه اکنون داریم. و سوال رمزنگاری این می‌شود: آیا آرمسترانگ درست می‌گوید، یا او به خاطر سود از دست رفته عصبانی است؟

اصلاً قانون شفافیت چیست؟

بیایید برگردیم. قانون شفافیت بازار دارایی‌های دیجیتال - CLARITY، برای کسانی که کارت امتیازی دارند - در یک سال و نیم گذشته، نهنگ سفیدِ تنظیم مقررات ارزهای دیجیتال بوده است. مجلس نمایندگان آن را در ژوئیه ۲۰۲۵ با حمایت شگفت‌آور و گسترده دو حزبی تصویب کرد: ۲۹۴ رأی موافق در برابر ۱۳۴ رأی مخالف. این یک اتفاق غیرمنتظره نیست. این قانون با شتاب و حمایت کاخ سفید به سنا رسید. هدف ساده بود: توقف هرج و مرج نظارتی که از زمان پیدایش ارزهای دیجیتال، این صنعت را گرفتار کرده است.

برای روشن شدن موضوع، صنعت ارزهای دیجیتال چند سال گذشته را در شرایطی گذرانده است که کارشناسان حقوقی آن را «تنظیم مقررات از طریق اجرا» می‌نامند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) تحت ریاست گری گنسلر، اساساً اکثر توکن‌های ارز دیجیتال را اوراق بهادار اعلام کرد و بر این اساس، شرکت‌ها را تحت پیگرد قانونی قرار داد. کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) استدلال کرد که صلاحیت قضایی بر سایر موارد را دارد. بانک‌ها قوانین متفاوتی داشتند. ایالت‌ها قوانین متفاوتی داشتند. اوضاع آشفته بود.

ایده اصلی قانون CLARITY به طرز زیبایی ساده است: ارزهای دیجیتال را به سه دسته تقسیم کنید، سپس از آژانس دولتی مربوطه بخواهید که هر دسته را تنظیم کند. چارچوب آن به شرح زیر است:

بخش اول: کالاهای دیجیتال

(بیت کوین، اتریوم پس از ادغام، اکثر توکن‌ها کاربرد واقعی دارند)

  • تحت نظارت CFTC
  • آنها را مانند معاملات آتی یا کالاها در بازارهای سنتی در نظر بگیرید.
  • صرافی‌های ارز دیجیتال درست مانند صرافی‌های کالا، در کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) ثبت نام خواهند کرد.

بخش دوم: دارایی‌های قرارداد سرمایه‌گذاری

(توکن‌هایی که در واقع فقط قراردادهای سرمایه‌گذاری هستند، معمولاً پروژه‌های مراحل اولیه)

  • توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) تنظیم می‌شود
  • باید الزامات قانون اوراق بهادار را رعایت کند
  • زمانی که یک بلاکچین به اندازه کافی «بالغ» شود (به این معنی که واقعاً غیرمتمرکز شود)، توکن فارغ‌التحصیل شده و به باکت ۱ منتقل می‌شود.

بخش سوم: استیبل کوین‌های مجاز برای پرداخت

(USDC، USDT و رقبای آینده)

  • تحت نظارت نهادهای نظارتی بانکی
  • باید ذخایر یک به یک را حفظ کند
  • حسابرسی‌های عمومی ماهانه برای اثبات واقعی بودن پشتوانه

نسخه مجلس نمایندگان به طور گسترده توسط شرکت‌های کریپتو مورد تحسین قرار گرفت زیرا بالاخره به این سوال پاسخ داد: ما تحت چه چارچوب نظارتی فعالیت می‌کنیم؟ دیگر خبری از حدس و گمان نیست. دیگر خبری از غافلگیری‌های اجرایی نیست. فقط قوانین جاده‌ای برقرار است.

وارد سنا شوید - و همه چیز پیچیده می‌شود

کمیته بانکداری سنا به لایحه مجلس نمایندگان رأی نداد. در عوض، کاری را انجام داد که سنا عاشق انجام آن است: لایحه مجلس نمایندگان را به عنوان نقطه شروع در نظر گرفت و یک اصلاحیه جایگزین کاملاً جدید نوشت که بخش‌های اصلی را بازنویسی می‌کند. اینجاست که اوضاع پیچیده می‌شود.

در ۱۳ ژانویه، کمیته بانکداری سنا متن پیش‌نویس جدید خود را منتشر کرد. و اینجاست که تنش اساسی آشکار می‌شود: در حالی که لایحه مجلس توسط طرفداران ارزهای دیجیتال که سعی در اداره این صنعت داشتند نوشته شده بود، لایحه سنا توسط سناتورهایی نوشته شد که به فشارهای مالی سنتی پاسخ می‌دادند.

بانک‌ها - به‌ویژه بانک‌های محلی - نگاهی دقیق به لایحه مجلس انداختند و گفتند: این ما را نابود خواهد کرد. در واقع، آنها نکته‌ای دارند. اگر یک صرافی ارز دیجیتال بتواند ۵٪ سود روی استیبل کوین‌ها به کاربران ارائه دهد در حالی که بانک‌های محلی فقط می‌توانند ۴٪ سود روی حساب‌های پس‌انداز ارائه دهند، فکر می‌کنید سپرده‌های خرد به کجا می‌روند؟ لابی بانکی به سنا گفت: قبل از اینکه این موضوع به یک مشکل واقعی تبدیل شود، باید پاداش‌های استیبل کوین را مسدود کنید.

بنابراین پیش‌نویس سنا محدودیت‌هایی را اضافه کرد. در آن آمده است: شما نمی‌توانید فقط برای نگهداری یک استیبل کوین، سود یا بهره پرداخت کنید. دوره زمانی.

اما اینجاست که قضیه احمقانه می‌شود - و اینجاست که استدلال آرمسترانگ واقعاً قوت می‌گیرد. شما می توان اگر به یک فعالیت مرتبط باشد، پاداش ارائه دهید. به کاربران برای انجام نقل و انتقالات پول بدهید؟ اشکالی ندارد. برای شرکت در یک برنامه وفاداری؟ بله. برای ارائه نقدینگی؟ حتماً. اما فقط برای... نگه داشتن... سکه؟ نه.

این تمایز تا زمانی که به نحوه‌ی عملکرد ارزهای دیجیتال فکر نکنید، منطقی به نظر می‌رسد. در ارزهای دیجیتال، اساساً یک برنامه‌ی پاداش از بازده غیرقابل تشخیص می‌شود. اگر من یک استیبل کوین داشته باشم، روی «کسب درآمد» کلیک کنم و سالانه ۵٪ سود دریافت کنم، آیا مهم است که این پاداش از نظر تئوری به «مشارکت در پروتکل کیف پول» در مقابل «سود خالص» گره خورده باشد؟ نه واقعاً. تجربه‌ی کاربری یکسان است. اما پیش‌نویس سنا اساساً قانونی ایجاد کرد که به تنظیم‌کنندگان اجازه می‌دهد پس از وقوع، به دلخواه بین این موارد تمایز قائل شوند.

این شفافیت نظارتی نیست - این ابهام نظارتی با صلاحدید بوروکراتیک در رأس آن است.

کیفرخواست چهار فقره‌ای آرمسترانگ

انصراف کوین‌بیس ساعاتی قبل از رأی‌گیری سنا در مورد اصلاحات و پیشبرد لایحه صورت گرفت. آرمسترانگ انتقاد مفصلی را منتشر کرد که چهار مشکل عمده را مشخص می‌کرد:

مشکل ۱: سهام توکنیزه شده عملاً ممنوع می‌شوند

پیش‌نویس سنا، قوانین مربوط به سهام توکنیزه شده و ابزارهای مالی را بازنویسی کرد. طبق نسخه سنا، اگر بخواهید نسخه‌ای مبتنی بر بلاکچین از سهام تسلا منتشر کنید، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) استدلال خواهد کرد که این یک اوراق بهادار است. اگر این یک اوراق بهادار باشد، باید از قانون اوراق بهادار پیروی کنید. و اگر سعی کنید آن را در یک صرافی ارز دیجیتال معامله کنید، این لایحه آن را به شدت محدود می‌کند. نتیجه نهایی: سهام مبتنی بر بلاکچین احتمالاً قادر به معامله در زیرساخت‌های ارز دیجیتال نخواهند بود.

نکته آرمسترانگ این است: چرا باید سهام توکنیزه شده از زیرساخت‌های کریپتو منع شوند، اگر مطابق با قانون اوراق بهادار باشند؟ این یک محدودیت تکنولوژیکی است که در قالب یک اصل نظارتی پنهان شده است. و کل دسته از نوآوری‌های مالی را که بسیاری از شرکت‌های کریپتو به عنوان آینده می‌بینند، از بین می‌برد.

منتقدان شکایت آرمسترانگ معتقدند که او اغراق می‌کند. گاب اوت، مدیرعامل دیناری (یک پلتفرم سهام توکنیزه شده)، گفت: «ما پیش‌نویس CLARITY را به عنوان یک «ممنوعیت بالفعل» تفسیر نمی‌کنیم. کاری که این پیش‌نویس انجام می‌دهد این است که مجدداً تأیید می‌کند که سهام توکنیزه شده همچنان اوراق بهادار هستند و باید در چارچوب قوانین موجود اوراق بهادار و استانداردهای حفاظت از سرمایه‌گذاران عمل کنند.» افراد منطقی، اختلاف نظر منطقی.

مشکل ۲: دیفای با یک چکش نظارتی جدید مواجه می‌شود

این مورد فنی‌تر اما احتمالاً خطرناک‌تر است. پیش‌نویس سنا یک ماده جدید (بخش ۳۰۳) اضافه کرد که به وزیر خزانه‌داری ایالات متحده قدرت گسترده‌ای می‌دهد تا انتقال ارزهای دیجیتال را به هر حوزه قضایی یا موسسه مالی که «نگرانی پولشویی» تلقی می‌شود، ممنوع یا محدود کند.

روی کاغذ، این خوب به نظر می‌رسد - ما می‌خواهیم از پولشویی جلوگیری کنیم، درست است؟ اما مشکل این است که چگونه این با DeFi تعامل دارد. اگر شما یک پروتکل غیرمتمرکز را اجرا می‌کنید و وزیر خزانه‌داری تصمیم می‌گیرد که کشورهای خاصی در رابطه با دارایی‌های دیجیتال "از نگرانی‌های اصلی پولشویی" هستند، خزانه‌داری اساساً می‌تواند هر کاربر آن پروتکل را مجبور به توقف استفاده از آن کند. یا می‌تواند از پروتکل‌ها بخواهد که نظارت را برای ردیابی تراکنش‌ها اعمال کنند.

نگرانی آرمسترانگ: این اساساً به خزانه‌داری قدرت می‌دهد تا پروتکل‌های نرم‌افزاری را تحریم کند. این با تحریم شرکت‌ها متفاوت است. نرم‌افزار غیرمتمرکز است. شما نمی‌توانید با کد مذاکره کنید. نتیجه می‌تواند این باشد که توسعه‌دهندگان آمریکایی از کار بر روی پروتکل‌های DeFi که دولت دوست ندارد، منع شوند، حتی اگر آن پروتکل‌ها کاربردهای مشروعی داشته باشند.

باز هم، افراد منطقی مخالفند. شاید این ابزار ضد پولشویی ضروری برای قرن بیست و یکم باشد. یا شاید گسترش بی‌سابقه قدرت دولت بر نرم‌افزارهای متن‌باز باشد. بستگی به اولویت‌های شما دارد.

مشکل ۳: کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) قدرت بیشتری نسبت به نسخه مجلس نمایندگان به دست می‌آورد

لایحه مجلس نمایندگان، حوزه‌های قضایی CFTC در مقابل SEC را به طور کاملاً واضح مشخص کرد. لایحه سنا همچنان مرز را به نفع SEC تغییر می‌داد.

آرمسترانگ نگران بود که این امر می‌تواند عدم قطعیت نظارتی گذشته نزدیک را دوباره زنده کند. اگر کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) بتواند صلاحیت خود را بر بازارهای کریپتو به صورت موردی گسترش دهد، ما به جای «وضوح» به «نظارت از طریق اجرا» باز خواهیم گشت.

این یک نگرانی مشروع است، اگرچه کمیته بانکداری سنا با بیان اینکه این لایحه در واقع مکانیسم‌های هماهنگی روشنی بین SEC و CFTC فراهم می‌کند، آن را رد کرد. نکته قابل توجهی است - بستگی به این دارد که چگونه متن را تفسیر کنید.

مشکل ۴: پاداش‌های استیبل کوین واقعاً از بین می‌روند

همانطور که در بالا توضیح داده شد، پیش‌نویس سنا می‌گوید شما نمی‌توانید صرفاً برای نگهداری یک استیبل کوین، سود پرداخت کنید. می‌توانید برای فعالیت، پاداش پرداخت کنید. اما مرز بین «فعالیت» و «نگهداری غیرفعال» مبهم است و احتمالاً قانون‌گذاران آن را با احتیاط ترسیم خواهند کرد.

به طور خاص برای کوین‌بیس، این موضوع بسیار مهم است زیرا این شرکت محصولات با بازدهی استیبل‌کوین ارائه می‌دهد. آنها حتی برای مجوز بانک ملی امانی درخواست داده‌اند که به آنها اجازه می‌دهد این محصولات را تحت قوانین بانکی به جای قوانین کریپتو ارائه دهند. اگر قانون CLARITY تصویب شود، این خلأ قانونی بسته می‌شود.

استدلال آرمسترانگ: اگر بانک‌های سنتی بتوانند به سپرده‌ها سود ارائه دهند و شرکت‌های کریپتو به استیبل کوین‌ها سود ارائه دهند، این رقابت ناعادلانه نیست - این رفتار برابر است. خود وزارت خزانه‌داری تخمین زده است که پذیرش گسترده استیبل کوین می‌تواند ۶.۶ تریلیون دلار از بانک‌های سنتی خارج کند و صنعت بانکداری آشکارا ترسیده است.

اما بانکداران در مقابل می‌گویند: استیبل کوین‌ها سپرده‌های بانکی نیستند. آنها بیمه FDIC ندارند. آنها مشمول الزامات سرمایه‌ای یکسان یا نظارت ضد پولشویی نیستند. بنابراین پاداش دادن به نگهداری استیبل کوین با بازده بالا، یک شرایط بازی نامتوازن ایجاد می‌کند - نتیجه اقتصادی (بازده) یکسان است اما با حمایت نظارتی بسیار متفاوت.

شکاف صنعت

نکته‌ی جذاب این لحظه این است: کوین‌بیس نماینده کل صنعت کریپتو نبود. در واقع، تقریباً بخش عمده‌ی آن را بیان می‌کرد.

ظرف ۲۴ ساعت پس از اعلام آرمسترانگ، صرافی‌های رقیب و شرکت‌های کریپتو به شدت واکنش نشان دادند.

آرجون ستی، مدیرعامل کراکن، گفت: «پاسخ مناسب به مسائل حل نشده، پرداختن به آنهاست، نه اینکه سال‌ها پیشرفت دو حزبی را کنار بگذاریم و از نو شروع کنیم.»

کریس دیکسون از شرکت Andreessen Horowitz (a16z)، یکی از بانفوذترین چهره‌های حوزه ارزهای دیجیتال در واشنگتن، گفت که اگرچه این لایحه دارای نقص‌هایی است، اما به تعویق انداختن مقررات ارزهای دیجیتال می‌تواند موقعیت آمریکا را در نوآوری مالی جهانی تضعیف کند.

برد گارلینگ‌هاوس، مدیرعامل ریپل، آن را «پیشرفت به سوی قوانین کارآمد بازار» نامید.

سیرکل، پارادایم، کوین سنتر (یک اندیشکده سیاست‌گذاری)، اتاق بازرگانی دیجیتال و حتی دیوید ساکس، مشاور سیاست‌های رمزنگاری کاخ سفید، همگی علناً از صنعت خواستند که این لایحه را رها نکند.

زیرمتن واضح بود: کوین‌بیس کل صنعت را به خاطر منافع تجاری خود گروگان گرفته است.

و نکته‌ای در این مورد وجود دارد. کوین‌بیس تنها صرافی بزرگ کریپتوی سهامی عام در ایالات متحده است. همچنین پلتفرمی است که مدل کسب‌وکار خود را به‌طور صریح حول بازده استیبل‌کوین ساخته است. سایر صرافی‌ها و شرکت‌های کریپتو کمتر به آن جریان درآمد خاص وابسته هستند. A16z صرافی ندارد. سیرکل (که USDC صادر می‌کند) ترکیب محصول متفاوتی نسبت به کوین‌بیس دارد.

بنابراین وقتی کوین‌بیس می‌گوید «این لایحه از بی‌لایحه بودن بدتر است»، بخشی از آنچه می‌گوید این است که «این لایحه برای... بدتر است» کوین بیس مدل کسب و کار." و این اشتباه نیست - اما تنها ملاحظه هم نیست.

فشار ضرب‌الاجل

در اینجا چیزی است که این لحظه را واقعاً فوری می‌کند: کنگره فقط تعداد محدودی روزنه برای قانونگذاری‌های مهم دارد و این یکی ممکن است در حال بسته شدن باشد.

صنعت ارزهای دیجیتال در طول سال گذشته نفوذ سیاسی بی‌سابقه‌ای داشته است. بیت‌کوین جهش کرد و سرمایه‌گذاران خرد جدیدی را به خود جذب کرد. کوین‌بیس سهام خود را به صورت عمومی عرضه کرد. A16z صدها میلیون دلار را صرف کمپین‌ها و حمایت‌های سیاسی طرفدار ارزهای دیجیتال کرد. کاخ سفید اکنون واقعاً به سیاست‌های ارزهای دیجیتال علاقه‌مند است. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها هر دو اهداکنندگان بزرگی در حوزه ارزهای دیجیتال دارند.

اما همه اینها با انتخاب یک دولت جدید تغییر می‌کند. حتی در دولت ترامپ (که عموماً طرفدار ارزهای دیجیتال است)، تغییرات رهبری رخ خواهد داد. روسای جدید SEC، روسای جدید CFTC، مقامات جدید خزانه‌داری. و آنها ممکن است به اندازه دولت ترامپ مشتاق مقررات مناسب ارزهای دیجیتال نباشند.

برای این صنعت، سوال این است: آیا ما این لایحه را - که ایرادات مشروعی دارد اما یک چارچوب نظارتی ایجاد می‌کند - می‌پذیریم یا منتظر لایحه‌ای بی‌نقص هستیم که ممکن است هرگز ارائه نشود؟

به همین دلیل است که دیگر چهره‌های صنعت به شدت تلاش می‌کنند تا کوین‌بیس را به مذاکره به جای کناره‌گیری متقاعد کنند. مدیران لجر به معنای واقعی کلمه به سنا گفتند: اگر اکنون لایحه‌ای را تصویب نکنید، دولت بعدی ممکن است بسیار کمتر دلسوز باشد.

آنچه واقعاً باید اتفاق بیفتد

از اواخر ژانویه، کمیته بانکداری سنا هنوز در حال مذاکره است. تیم اسکات، رئیس کمیته، آن را «مکثی کوتاه» برای امکان مذاکره مجدد نامید. هدف این است که لایحه اصلاح‌شده در هفته‌های آینده به نرخ بهره قبلی بازگردد.

برای اینکه کوین‌بیس دوباره فعال شود، چه تغییراتی باید ایجاد شود؟

واقع‌بینانه، زبان مربوط به پاداش‌های استیبل‌کوین باید اصلاح شود. یا باید به صراحت پاداش‌های مبتنی بر فعالیت را معاف کرد، یا یک حاشیه امن ایجاد کرد تا پلتفرم‌ها بدانند چه زمانی با این قانون مطابقت دارند. زبان بخش 303 دیفای احتمالاً باید محدودتر شود تا به جای نرم‌افزارهای متن‌باز، بر مؤسسات مالی تمرکز کند. و سوالات مربوط به سهام توکنیزه شده و اختیارات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) نیاز به شفاف‌سازی بیشتری دارند.

هیچ‌کدام از این‌ها غیرممکن نیست. اما مستلزم مصالحه هر دو طرف است. بانک‌ها خواهان محدودیت‌های استیبل‌کوین هستند؛ شرکت‌های کریپتو خواهان انعطاف‌پذیری در پاداش‌ها هستند. شرکت‌های کریپتو خواهان حمایت‌های شفاف از دیفای هستند؛ وزارت خزانه‌داری و سناتورهای متمرکز بر اجرای قانون، ابزارهایی برای مبارزه با امور مالی غیرقانونی می‌خواهند.

سهام

نکته جالب در مورد همه اینها این است که این درام واقعی است، اما می‌تواند نکته اصلی را مبهم کند: صنعت کریپتوی ایالات متحده به شدت به این لایحه نیاز دارد.

تحت سیستم فعلی، شرکت‌های کریپتو در برزخ نظارتی فعالیت می‌کنند. آنها نمی‌دانند که آیا کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) توکن آنها را به عنوان اوراق بهادار اعلام خواهد کرد یا خیر. آنها نمی‌دانند که آیا فعالیت استیبل کوین‌های پرداختی، قانون بانکداری را نقض می‌کند یا خیر. آنها نمی‌دانند که آیا شیوه‌های نگهداری آنها الزامات فدرال را برآورده می‌کند یا خیر. این عدم قطعیت پرهزینه است. فعالیت‌ها را به خارج از کشور سوق می‌دهد. وقتی نمی‌توانید تضمین کنید که شرکت شما سال آینده توسط دولت تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت، استخدام و حفظ استعدادها دشوارتر می‌شود.

قانون شفافیت (CLARITY)، حتی با اصلاحات سنا، بخش عمده‌ای از این مشکل را برطرف می‌کند. این قانون به شرکت‌های کریپتو یک چارچوب نظارتی روشن می‌دهد. ممکن است این چارچوبی نباشد که شرکت‌های کریپتو می‌خواستند، اما شفافیت در مورد یک قانون غیربهینه هنوز بهتر از نبود شفافیت است.

به همین دلیل است که a16z، ریپل، کراکن و چهره‌های اصلی ارزهای دیجیتال می‌گویند: بیایید مشکلات خاص زبان را حل کنیم، اما کل قضیه را کنار نگذاریم.

کوین‌بیس اما استدلال متفاوتی دارد: مسائل خاص مربوط به زبان آنقدر اساسی هستند که لایحه را از وضع موجود بدتر می‌کنند. 

آیا آرمسترانگ درست می‌گوید؟ شاید. ممنوعیت پاداش استیبل کوین‌ها واقعاً ممکن است نوآوری مالی را از بین ببرد. قدرت خزانه‌داری بر امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) واقعاً ممکن است بیش از حد گسترده باشد. شاید لایحه‌ای با شرایط بهتر ارائه شود.

یا شاید کوین‌بیس در حال اتخاذ یک تصمیم تجاری کوتاه‌مدت است که به عنوان یک اصل مطرح شده است. شاید در شش ماه آینده، با یک لایحه اصلاح‌شده که هنوز پاداش‌های استیبل‌کوین را محدود می‌کند اما در مورد سایر مسائل اطمینان ایجاد می‌کند، کوین‌بیس دوباره وارد عمل شود. و این صنعت چارچوب نظارتی مورد نیاز خود را به دست خواهد آورد.

درام واقعی اینجاست: نه سیاست، بلکه سوال اساسی این است که آیا صنعت کریپتو به اندازه کافی بالغ شده است که مجموعه‌ای از قوانین ناقص اما قابل اجرا را بپذیرد، یا اینکه آیا برای همیشه در برابر هرگونه مقرراتی که مدل‌های تجاری خاصی را محدود می‌کند، مقاومت خواهد کرد. قانون شفافیت (CLARITY) این سوال را در لحظه آزمایش خواهد کرد.

و در حال حاضر، به نظر می‌رسد اکثر فعالان این صنعت فکر می‌کنند پاسخ این است: معامله را بپذیرید. هر چه می‌توانید اصلاح کنید. به جلو حرکت کنید.

اینکه آیا کوین‌بیس تا اواخر ژانویه با این ارزیابی موافق خواهد بود یا خیر، چیزهای زیادی در مورد اولویت‌های این شرکت به ما خواهد گفت.

چیزی که من مراقبش خواهم بود...

یک نکته که کوین‌بیس و مدیرعامل آن به روشنی بیان نکردند - چه مواردی قطعاً باید قبل از پشتیبانی مجدد از آن حل شوند و چه مواردی را می‌توان اکنون با هدف تغییر آن در آینده تصویب کرد؟

آیا خروج کوین‌بیس بیشتر شبیه به این بود که کسی در طول مذاکرات قرارداد، وقتی فکر می‌کند معامله بد است، آن را ترک کند؟ در حالی که هدف پایان دادن به بحث‌ها نیست، فقط پیش بردن امور به نفع خودشان است. یا اینکه سیاستمداران آنقدر لایحه را دستکاری و بازنویسی کرده‌اند که دیگر فایده‌ای ندارد؟

-------------
نویسنده: راس دیویس
بشقابicoاتاق خبر n Valley
GCP اخبار Crypto